دی ۱, ۱۳۹۸
0
2

چگونگی پیش بردن استارتاپ و ادامه مسیر موفقیت کار آسانی نیست و بسیاری از کسب وکارهای جدید دقیقا در همین مرحله دچار شکست می شوند. البته استارت آپ های بسیاری هم هستند که به موفقیت های بزرگ دست پیدا کرده اند و توانسته اند پله های طرقی را طی کنند و هر سال از سال قبل خود درآمد بیشتری کسب کنند.

ببینید در کدام مورد استعداد شکست را دارید و تجربه شکست شرکت های دیگر را به کار ببرید

موفق نبودن مدل کسب‌وکار   تمام شدن منابع مالی  
رشد کنترل نشده : رشد تقاضا   رشد کنترل نشده : ایجاد و توسعه بیش از اندازه اعتبار  
رشد کنترل نشده : توسعه شتاب زده   رشد کنترل نشده : ناهماهنگی‌های تیمی  
دیر استخدام کردن   رئیس در حد عالی، کارمندان در حد معمولی  
بحران تکنولوژیک   ویژگی‌های سیستم اقتصادی و نوسانات تجاری  
کمبود بودجه   اشتباه در استخدام  
ساز و کار مالی: تخفیف‌های بیش از حد   عدم پیدا کردن سرمایه‌گذار  
مغالطه‌ی لایه‌ها (Stack Fallacy)   نداشتن تمرکز درست  
رقابت در کنار دوستی   زمان بد ورود به بازار  
مشکلات فنی محصول   بازاریابی ضعیف  
مشکلات قانونی – حقوقی   عدم توجه به مشتری  
عدم چرخش به‌موقع و یا اشتباه   تصادفات و رویدادهای طبیعی  
محل و فضای بد شرکت (مغازه محوری)   سعی در انجام دادن تمام امور بطور کامل و بی عیب و نقص  
تغییرات در تجارت و بهبودها و انتقالا‌ت در تقاضای عمومی   به جریان انداختن ضعیف نقدینگی  
دور شدن از رویکرد اصلی   کم‌آوردن انرژی  
حس کلاه‌برداری   نداشتن شور و اشتیاق مناسب  

هر کدام به تنهایی توانایی شکست یک پروژه را دارند. اما داشتن بیش از دو مورد احتمال شکست را افزایش می دهد. به خصوص در کشور ایران که برخی از گزینه های بالا به صورت پیش فرض فعال می شود.

معرفی چند استارت آپ شکست‌خورده

نام شرکت سرمایه عمر توضیحات خدمت دلیل شکست از نظر من
Pearl 50 میلیون دلار یک سال تشکیل تیم از مهندسین سابق اپل بهترین دوربین پشتیبانی وسایل نقلیه در بازار قیمت گذاری اشتباه قیمت دستگاه ۵۰۰ دلاری به صورت عمومی باعث فرار استفاده کنندگان می شود.
Juicero ۱۱۸/۵ میلیون دلار 16 ماه سرمایه گذاری Google Venture گرفتن آبمیوه در خانه بسته‌های پرشده توسط این کمپانی، نیازی به خرید دستگاه ۴۰۰ دلاری ندارد و با فشار دادن بسته‌ها هم می‌توان آب محتویات آن را گرفت حس کلاه برداری
Beepi ۱۵۰ میلیون دلار 3 سال ارزش ۵۶۰ میلیون دلار به هم رساندن خریداران و فروشندگان ماشین‌های دست‌دوم پرداخت بدهی طلبکارا هزینه بدون برنامه
Jawbone ۵۹۰/۸ میلیون دلار 18 سال ارزش ۹۵۱ میلیون دلار و یکی از سرمایه گذاران بانک سنتی BlackRock ابزارهای پوشیدنی عدم رشد در صنعت یکنواختی کسب و کار
Hello ۴۰/۵۱ میلیون دلار 3 تا 5 سال ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار ارزش‌گذاری گجت خواب‌آور Sense قیمت ۱۴۹ دلاری افت خرید
Sprig ۱۱۰ میلیون دلاری 4 سال   سفارش سریع غذا پیچیدگی تولید مواد غذایی از طریق تحویل در مقیاس عدم توانایی رقابت با استارت آپ های مشابه
Quixey ۹/ ۱۶۴ میلیون دلار 8 سال ارزشی برابر ۶۰۰ میلیون دلار ارائه‌دهنده جست‌وجوی موبایلی – دستیار ئرداخت عدم توانایی رقابت با شرکت هایی نظیر اپل و گوگل ورود به یک تخصص در صنعت پرداخت و عدم توسعه صنایع دیگر پرداخت
Yik Yak ۷۳ میلیون دلار 4 سال ۴۰۰ میلیون دلار ارزش گذاری شبکه‌های اجتماعی مشکلات نرم‌افزاری این پیام‌رسان هک شدن اطلاعات کاربران
Auctionata ۶۵/ ۹۵ میلیون دلار 5 سال   حراجی آنلاین متخصص درزمینه کالاهای لوکس، هنری، آنتیک و مجموعه‌های هنری مدل مالی اشتباه انتظار استقبال مخاطبان
Maple ۲۹ میلیون دلار 4 سال حدود ۱۱۵ میلیون دلار ارزش رستوران دیجیتالی کاهش سود شروع قوی و ادامه ضعیف
HomeHero ۰۲/ ۲۳ میلیون دلار 4 سال   خانه‌داری و بهداشت و مراقبت در خانه پرداخت حقوق پایین به کارمندانش  

در نهایت متوجه می شویم که هر یک از این استارتاپ ها با وجود داشتن ایده بسیار ناب و جذب سرمایه های زیاد به دلیل عدم سیاست و قابلیت اجرایی با شکست مواجه شدند.

چگونگی پیش بردن استارتاپ و ادامه مسیر موفقیت کار آسانی نیست و بسیاری از کسب وکارهای جدید دقیقا در همین مرحله دچار شکست می شوند. البته استارت آپ های بسیاری هم هستند که به موفقیت های بزرگ دست پیدا کرده اند و توانسته اند پله های طرقی را طی کنند و هر سال از سال قبل خود درآمد بیشتری کسب کنند.

توصیه بنیان‌گذاران شکست‌خورده

• وقتی می‌خواهید یک شرکت را پایه‌گذاری کنید، باید ریسک شکست را پذیرفته باشید. گرچه بعداً باید به‌سختی تلاش کنید که به این نقطه نرسید.

• شکست آن‌قدرها که شما تصور می‌کنید وحشتناک نیست. صنایع شما را تحریم و بایکوت نمی‌کنند، زندگی‌تان هم که به‌جای خودش باقی است. اصلاً مردم کمی متوجه ماجرا می‌شوند.

• شما چیزهای زیادی یاد خواهید گرفت. استارت آپ‌ها تجاربی قوی هستند که باعث می‌شوند شما خیلی سریع‌تر یاد بگیرید. حتی اگر شکست بخورید، تجربه‌های جدیدی دارید که می‌توانید در شروع پروژه‌های جدید، از آن‌ها استفاده کنید.

البته این مورد را نیز درنظر بگیرید که شکست دردآور است، زیان‌ها و هزینه‌های زیادی به شما تحمیل می‌کند و درس‌هایی که یاد می‌گیرید، بسیار کمتر از چیزی است که در صورت موفقیت خواهید آموخت؛ بنابراین پیش از آمادگی برای شکست بهتر است خودتان را تا جایی که می‌توانید در دسترس موفقیت قرار دهید.

نام شرکت خدمت دلیل شکست از نظر من
چیتار واقعیت افزوده و دیجیتال کردن کانتنت فیزیکال عدم نیاز بازار و نشریات وضعیت بد اقتصادی و عدم پذیرش شتاب‌دهنده
کاناپه خرید و فروش املاک لوکس و بسیار گران کم بودن مشتری‌های خاص و ویژه‌اش برطرف نکردن نیاز های درآمدی تیم طراحی – عدم هماهنگی و توجیه فنی
آپ آلینجا تخفیف‌های گروهی در نظر نگرفتن جامعه هدف مسابقات بیشتر ویژه نوجوانان بود و آنها از تخفیفات استفاده نمی کردند

اگر شرکتتان خیلی زود شکست بخورد، شما یاد می‌گیرید که چگونه بنیان‌گذاران دیگری پیدا کنید، محصولی را به سطح تولید برسانید، با مشتریان ارتباط برقرار کنید و اگر اوضاع هنوز خیلی وخیم نباشد، یاد می‌گیرید که چگونه می‌توانید سرمایه‌گذاران را قانع کنید به همکاری با شما ادامه دهند. احتمال دارد مؤسسین و بنیان‌گذاران استارت آپ‌های دیگر را ملاقات کنید و با آن‌ها شبکه‌ای بسازید که در راه‌اندازی شرکت کمک خوبی برایتان خواهد بود. مهم‌تر از همه شما متوجه می‌شوید که اصلاً به این کار علاقه دارید یا نه.

تمرین رایج بین استارت آپ های شکست خورده، نوشتن تجربه‌های پس از شکستشان است. گاهی این نوشته‌ها کاملاً صادقانه هستند و گاهی تنها راهی برای یافتن مقصر. بااین‌حال اکثراً دلیل شکست خود را نبود بازار کافی برای محصولات و سرویس‌ها، کمبود بودجه، زمان‌بندی اشتباه، کارکنان ناکارآمد و رقبای قدرتمند می‌دانند.

حمایت از استارت آپ ها و شناخت و تقبل شکست کار مشکلی است و به همین دلیل خیلی از مؤسسان به مدت طولانی آن را انکار می‌کنند. آن‌ها سعی می‌کنند تصویری زیباتر از واقعیت را به دنیای بیرون نشان دهند. آن‌ها همچنان به کار خود ادامه می‌دهند چون ازنظر احساسی به ایده خود وابستگی دارند. این اشخاص بر این باورند که اگر بتوانند فقط کمی پول بیشتری دربیاورند، بالاخره موفق خواهند شد.

قبول شکست با اینکه سخت است، اما اولین قدم در مسیر شروع دوباره است و کمک می‌کند با شکست راحت‌تر کنار بیایید.

اقدامات پس از شکست برای استارت آپ های شکست خورده بسیار مهم است. این اقدامات به شما اجازه می‌دهد که اشتباهات مرتکب شده را شناسایی کنید. علاوه بر این، چیزهای مهمی است که باید آن‌ها را به ذهن بسپارید تا بتوانید از آن‌ها برای بالا بردن شانس پیروزی در پروژه بعدی استفاده کنید. لازم است پیش از شروع کار و برای جلوگیری از شکستی که خیلی از استارت آپ شما دور نیست، بهتر است به این موارد توجه کنید:

اگر قصد ارائه محصولاتی را دارید که کاملاً منحصر به ‌فرد نیستند، مطمئن شوید که محصولات یا خدمات شما ویژگی‌هایی دارند که محصولات مشابه تولیدکنندگان رقیب ندارند. این برتری می‌تواند حتی قیمت‌گذاری بهتر باشد.

یک مؤسس را برای استارت آپ در نظر بگیرید. گاهی اوقات حمایت و همکاری یک فرد قابل ‌اعتماد، مرز بین پیروزی و شکست را تغییر خواهد داد.

برنامه‌های بازاریابی خود را قبل از شروع کار آماده کنید. آن‌ها را با دیگر کارآفرینان موفق در جریان بگذارید، آن‌ها تجربه ‌دارند و می‌توانند پیشنهادهای خوبی را به شما ارائه دهند.

اگر قرار است تمام ‌وقت مشغول این کار شوید، ابتدا اطمینان حاصل کنید که برای مخارج زندگی در ۶ ماه آینده، پس‌انداز داشته باشید. بسیاری از کارآفرینان به دلیل نداشتن هزینه جهت مخارج شخصی مجبور به سرکار رفتن شده و درنتیجه با شکست مواجه شدند.

سعی کنید، مدیر کسب ‌و کار خود باشید نه کارمند آن، یعنی تمرکز خود را برای کلیت کسب ‌و کار و مدیریت آن بگذارید و کارها را به دیگران بسپارید، نه اینکه خودتان آن را انجام دهید. شما قرار نیست تمام کارها را خودتان انجام دهید. اعضای تیم می توانند به شما کمک کنند.

محصول، محصول و محصول و فقط محصول (اشتباه رایج)

برای محصول خود، بازار تقاضا نسازید : اصولا استارتاپ‌ها با این جمله بازاریابی خود را آغاز می‌کنند که ما راه‌حل کاملی برای حل یک یا برخی مشکلات را یافته ایم. سپس به صحبت در رابطه با انقلابی که در صنعت و در بازار به وجود آورده اند، می‌پردازند و می‌گویند چگونه توانسته اند آن مشکل را از بین ببرند. همه‌ی این‌ها خوب است اما به شرطی که محصول یا خدمات شما، نه تنها در کلامتان، بلکه در واقعیت هم در بازار تقاضا داشته باشد. هنگام برنامه‌یزی و جمع‌آوری ایده‌های مختلف از تیم خود، حتما این را در نظر بگیرید که نیاز بازار را به درستی شناسایی کرده باشید و تقاضا برای راه‌حل پیشنهادی شما وجود دارد. اگر تنها تعداد اندکی را یافتید که در زندگی خود ناز به راه‌حل پیشنهادیتان دارند، دلیل آن نیست که پایه‌های کسب و کارتان را براساس نیاز همان چند نفر بسازید. زیرا نیاز به تحقیقات بسیار جامع و کامل‌تری دارید.

با دانستن همه‌ی این‌ها، اکنون شما به دنبال یافتن بهترین محصول برای عرضه به بازار هستید. اما محصول شما چه می‌تواند باشد؟ آنچه که باید در حقیقت انجام دهید، یافتن یک راه‌حل مناسب برای مشکلی با تقاضای زیاد برای راه‌حل آن است. رعایت این مورد نه تنها برای کسب و کارهای نوپا، امری بسیار حیاتی است، بلکه در رابطه با شرکت‌های بزرگ با سرمایه‌ای زیاد نیز ضروری است. شانس این شرکت‌ها نیز برای ایجاد تقاضا در بازار، حتی با وجود سرمایه گذاری‌های کلان در آن حوزه، بسیار اندک است و نتیجه ای جز تلف شدن منابع و هزینه‌ها نخواهد داشت.

بازاریابی؛ اکسیر حیات استارتاپ‌ها : یکی از مهم‌ترین موارد در اه‌اندازی استارتاپ، بازاریابی برای محصول است و هیچوقت جایگزینی برای آن در رشد استارتاپ، تعریف نشده و نخواهد شد. شما می‌توانید تولیدکننده‌ی بهترین محصول دنیا باشید، اما تا وقتی که متناسب با محصول خود بازاریابی انجام ندهید، محصول شما شناخته نخواهد شد. با موفقیت در بازاریابی نیز فقط به چند پست در ایستاگرام نمی‌توانید اکتفا کنید. برای یک بازاریابی موثر، شما نیاز به دیده شدن در هرجای ممکن را دارید. خوشبختانه اکنون با عصر اوج شبکه‌های اجتماعی هم دوره هستیم. جایی که می‌توان میلیون ها نفر را در یک لحظه پیدا کرد که می‌توانند محصول شما را ببینند و با آن آشنا شوند. از این رو می‌توانید با ساخت و انتشار محتوا، ب خصوص محتوای ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی، سئو سایت خود و تبلیغات دیجیتال، جایگاه خود را در این عرصه پیدا کنید. شما می‌توانید برای این کار یک کارشناس دیجیتال مارکتینگ استخدام کنید و یا بازاریابی دیجیتال خود را برون سپاری کنید. یعنی به یک شرکت دیجیتال مارکتینگ بسپارید. دیجیتال مارکتینگ در حال حاضر انتخاب بسیاری از استارتاپ‌ها است؛ چرا که از طریق آن می‌توانند نسبت به هزینه‌ای که می‌کنند، به بهترین شکل ممکن در معرض دیده شدن باشند و از اینرو مشتریان خود را افزایش می‌دهند.

اعضای تیم استارتاپ، بزرگترین عامل رشد و موفقیت : یکی از چیزهایی که اغلب از خاطر بنیانگذاران استارتاپ‌ها می‌رود، اهمیت داشتن یک تیم هماهنگ و منسجم است. افرادی که برای اعضای تیم خود استخدام کرده‌اید ممکن است از همان روز اول شروع کار با شما بوده‌ و تا حد زیادی به پیشرفت کسب و کارتان کمک کرده باشند. اما مانند هر کارمند دیگری، اگر از نقش فعلی خود در تیم راضی نباشند، در جستجوی کار دیگری خواهند بود. رفت و آمد زیاد و استخدام‌های پشت هم کارکنان در بخش‌های مختلف می‌تواند آسیب جدی به کسب و کار شما وارد کند. خطر آن زمانی است که ناسازگاری با مسئولیت مورد نظر برای کارمندان به وجود بیاید و از رو وقت و هزینه‌ی زیادی برای یافتن فرد جدید خواهید کرد و همین می‌تواند گردش مالی استارتاپ را مختل کند و در روند پیشرفت شما تاثیرگذار باشد.

برای اطمینان از اینکه می‌توانید کارمندان خود را حفظ کنید، شما باید روش‌های مختلفی را برای به حداکثر رساندن مشارکت کارمندان خود انجام کنید.  سرمایه گذاری روی امکانات و مزایای رفاهی که برای آن‌ها در نظر گرفته‌اید و یا مشارکت در سهام شرکت با کارمندانی که به مدت طولانی با شما هستند می‌تواند گزینه‌ی بسیار خوبی برای حفظ آن‌ها باشد. مسلما آخرین چیزی که می‌خواهید ببینید این است که آن‌ها با تمم تجربیاتی که کسب کرده‌اند به یکی از رقبای شما بپیوندند و از همین راه، زمینه‌ی شکست استارتاپ شما فراهم می‌شود!

به محصول استارتاپ خود افتخار کنید : مهمترین چیزی که دارید و بنای استارتاپ شماست، همان محصول یا خدماتی است که ارائه می‌دهید. محصولی که می‌توانید به آن افتخار کنید. اگر خودتان فکر می‌کنید محصولی که ارائه می‌دهید ضعیف و ناقص است، مسلما مشتریان و کاربران شما نیز این مسئله را خواهند فهمید. داشتن یک محصول بهتر و باکیفیت، به طور فزآینده‌ای می‌تواند پتانسیل رشد کسب و کار شما را افزایش دهد. این مسئله هنگامی که شما به دنبال جذب سرمایه گذار هستید، نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کند.

یک راه عالی برای تست اینکه محصول شما به اندازه‌ی کافی خوب هست یا نه، این است که بین کارکنان خود ببینید که آن را با میل خود به دیگران تبلیغ و معرفی می‌کنند یا خیر. اگر به وفور شاهد این قضیه هستید، مطمئن باشید محصولی که دارید نه تنها باعث افتخار خود شماست، بلکه تیم شما هم به کار کردن در استارتاپی که چنین محصولی ارائه می‌دهد، افتخار می‌کنند. نمونه‌های زیادی از شرکت‌های مختلف وجود دارند که سرانجامشان به تعطیلی کشیده شد. زیرا مشتریان و کاربران با محصولشان ارتباط برقرار نمی‌کردند و بازخوردهای خوبی ازجانب آن‌ها دریافت نمی‌شد. زیرا اهمیت تعامل کاربران با محصول خود نادیده گرفتند و تجربه کاربر خوبی را طراحی نکرده اند.

جمع بندی

در نهایت ضربه نهایی به یک استارت آپ یا بیزینس کوچک زمانی اتفاق می افتد که رهبر آن به افراد با استعداد (که موفقیت و آینده شرکت به آنها وابسته است) انگیزه های لازم برای ماندن در تیم را نمی دهد.

این امر بسیاز ساده است.رهبری یک تیم 10 نفره با رهبری یک تیم 1000 نفره متفاوت و بسیار سخت تر است. پس نیاز به مطالعه در تیم خود خارج از مسائل محصول، خدمت و یا توسعه بازار دارید.

بابت زمانی که صرف مطالعه این موضوع گذاشتید از شما عذرخواهی می کنم. زیرا اگر شکست بخورید حتما دلیلی بوده که مطرح نشده است. فقط انگیزه بود برای مطالعه بیشتر در این حوزه.

تو هم اگر حرفی داری بزن
ایمیلت منتشر نمیشه، فقط برای داشتن اطلاعات بیشتره